همیشه سردار دلهای ما یی

خواستم به تواضعت راضی شوم و بگویم تو فقط یک "سرباز" هستی ، دیدم کم است ، نیستی.
خواستم همصدا با ملت وامت شوم وبگویم تو"حاج قاسم سلیمانی"هستی ،نه نمی رساند،دیدم که نیستی.
خواستم به فرمادهی ات قانع گردم و بگویم " فرمانده سپاه قدسی " ، دیدم که نیستی .
خواستم به سایردرجات نظامی ات رضایت دهم و بگویم سرلشکری وسپهبدی،دیدم که نیستی.
نه ،اینها همه هستی و
اینهمه تو نیستی .
تو فرمانده چشم های اشکباری .
تو غرش رعد ستمدیدگان و مظلومان درآسمان استکبار و مستکبران و ظالمانی.
تو یادگار حافظه تاریخی و دشمن شناسی مایی وخوار چشم دشمنانی .
تو خط بطلان تحلیلهای پوچ به ظاهر روشنفکرانی .
تو پیام روشن برای خارج نشینان وغرب زدگانی .
تودارنده مدال پهلوانی جهانی دردل،لبخند ملال برجویندگان مدال المپیک به ظاهر قهرمانانی .
تو فرمانده خط و جبهه مقاومت ازاقصی نقاط عالم تا فلسطین و از ایران تا لبنانی .
تو لرزه بر تن تکفیری ها ودواعش ازشرق تا غرب عالم وازسوریه تاچچن وداغستانی.
تو صدای بیدارباش ،غافلان و درخواب ماندگان و ازجا ماندگانی .
تو صوت غمگین الوداع برای کشاندن عاشقانت از خانه به کوچه و خیابان و میدانی.
تو سلطان قلب هایی .
دلم نیامد و نتوانستم بگویم که تو "بودی " نه شما "هستی"
شما همیشه "سردار دلهای مایی"
